كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

256

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كانُوا لا يَتَناهَوْنَ بودند كه نهى نمىكردند بعضى از ايشان مر بعضى را عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ از عملى زشت كه مىكردند لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ به خدا كه بد چيزى است آنچه ايشان مىكنند درين آيت تهديد عظيم است آنها را كه نهى منكر نمىفرمايند به‌آنچه مىتوانند تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ مىبينى بسيارى را از اهل كتاب كه از غايت حقد و حسد مسلمانان يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا دوستى مىكنند با كافران چون كعب بن اشرف كه بعد از غزوه بدر كبرى به مكه رفت و مشركان را بر حرب مسلمانان تحريض نمود لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ هر آئينه بد چيزى است آنچه پيش فرستاده است لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ براى ايشان نفسهاى ايشان و آن چه چيز است أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ آنكه خشم گرفت خدا بر ايشان وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ و ايشان جاويد باشند در عذاب وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ و اگر باشند يهود كه ايمان آرند بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ به خدا و به پيغمبر خود وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ و آنچه فرستاده شده است بر ان پيغمبر ص يعنى توريت مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ هر آئينه فرا نگيرند مشركان را به دوستى چه فرمان موسى ع و حكم توريت آنست كه با كفار دوستى نكنند و مىشايد كه مراد منافقان باشند يعنى اگر ايشان به قرآن و به محمد ص ايمان داشتندى باهل كفر دوستى نكردندى وَ لكِنَّ كَثِيراً و ليكن بسيارى مِنْهُمْ از يهود يا منافقان فاسِقُونَ خارجانند از دائره ايمان لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ هرآئينه مىيابى تو سخت‌ترين مردمان را عَداوَةً از روى دشمنى لِلَّذِينَ آمَنُوا با آن كسانى كه گرويده‌اند الْيَهُودَ جهودان را وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا و آنان كه شرك آورده‌اند يعنى بدترين دشمنى مر مؤمنان را جهودان و مشركان‌اند و بدين سبب در مخالفت شما موافقت دارند وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ و هر آئينه مىيابى نزديك‌ترين آدميان مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا از روى دوستى با مؤمنان الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى آنان را كه مىگويند ما ترسايانيم چه دلهاى ايشان نرم‌تر است از يهود و به دوستى مشركان استظهار نمىجويند ذلِكَ آن قرب مودت بِأَنَّ مِنْهُمْ به سبب آنست كه بعضى از ايشان قِسِّيسِينَ دانايان و راست‌گويانند وَ رُهْباناً و عابدان صومعه‌نشين‌اند وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ و به سبب آنكه ايشان گردن‌كشى نمىكنند از قبول حق علما گفته‌اند مراد از آنها كه قرب مودت با مؤمنان داشته‌اند نجاشى رض و اصحاب اويند چه از نصارى جمعى در قتل مسلمانان و تخريب بلاد و هدم مساجد ايشان كم از يهود نيستند اما نصارى حبشه كه چون قرآن از جعفر بن ابى طالب رض استماع كردند دل ايشان به مسلمانى مائل شد و نجاشى رض با اغلب ايشان ايمان آورد و بعضى برانند كه چون جعفر از ديار حبشه مراجعت نمود نجاشى رض هفتاد تن را از علماى مملكت خود به خدمت حضرت محمد مصطفى فرستاد و چون ايشان به آستانه حضرت رسالت ص پناهى رسيدند آن حضرت سوره ياسين بر ايشان خواند بسيار بگريستند و احكام اسلام و ايمان قبول كرده با يكديگر گفتند كه قرآن چه مشابهت تمام دارد به‌آنچه بر عيسى ع نازل شده و مقصود از قائلان انّا نصارى ايشانند .